غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
295
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
صايبهاش بمثابهء كه مراد بخارير علما را از معضلات عبارات به مجرد ادنى توجهى بر زبان ميآورد و شاه شجاع در سن نه سالگى از حفظ كلام اللّه فراغت يافته بكسب كمالات انسانى پرداخت و باندك زمانى بزروهء مهارت علوم دينيه و معارف يقينيه مرتقى شده در اكثر فنون عقلى و نقلى بهره كامل حاصل ساخت رباعى ذات او كامل در ادراك علوم * وز كمال عقل دراك علوم پيش طبعش ابحيوان مرده دل * فهم تيزش كرده آتش را خجل اشعار آبدارش غيرت صنوف جواهر شاهوار و منشات بلاغت شعارش رشك افزاى عقود لآلى آبدار بيت بنظم و نثر در عالم علم بود * پناه اهل شمشير و قلم بود و چنانچه سابقا پرتو اشارت بر آن تافت ولادت با سعادتش در سنه 763 وقوع يافت و در سنه ستين و سبعمائه پدر خود را گرفته ميل كشيد و من حيث الاستقلال پاى بر مسند اقبال نهاده ضبط مملكت را پيش نهاد همت گردانيد و در سنه 765 ميان او و برادرش شاه محمود مخالفت دست داد و در سنهء خمس و ستين شاه شجاع شكست يافته شيراز بدست شاه محمود افتاد و در سنهء سبع و ستين بار ديگر صورت نصرت شاه شجاع را روى نمود و شاه محمود باصفهان رفته بحكومت آن مملكت قناعت فرمود و در سنهء ثمان و سبعين و سبمائه شاه محمود را سفر آخرت پيش گرفت و بلدهء اصفهان در سلك ساير قلمرو شاه شجاع سمت انتظام پذيرفت و در سنهء 786 شاه شجاع نيز بعارضهء قوى ضعيف گشته پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و در شب يكشنبه 21 شعبان سال مذكور رخت هستى بباد فنا داد اوقات حياتش پنجاه و سه سال و دو ماه بود و او مدت بيست و پنجسال و دو ماه سلطنت نمود پرتو اهتمام خواجه قطب الدين صاحب عيار و امير كمال الدين حسين رشيدى و خواجه جلال الدين تورانشاه و خواجه قطب الدين سليمانشاه بن خواجه محمود كمال و شاه ركن الدين حسن بن سيد معين الدين اشرف بنوبت بر منصب وزارتش مىتافت چنانچه شمهء از احوال ايشان در ضمن وقايع آينده سمت تفصيل خواهد يافت و التوفيق من اللّه تعالى انه هو القادر على ما يشاء . گفتار در بيان وقايع ايام سلطنت شاه شجاع و ذكر سلوك شاه محمود و شاه يحيى در طريق خلاف و نزاع چون شاه شجاع پدر را گرفته افسر دولت و اقبال بر سر نهاد در استمالت خاطر كوشيده عنان عزيمت بصوب شيراز انعطاف داد و زمام ايالت اصفهان و ابرقو در قبضه اقتدار شاه - محمود قرار گرفت و حكومت كرمان بجناب سلطان عماد الدين احمد اختصاص پذيرفت و حبس شاه يحى در قلعه قهندز بوقوع پيوست و خواجه قوام الدين صاحب عيار برزيلوچهء وزارت نشست بعد از روزى چند كه حال بفراغت بگذشت بار ديگر خبر عصيان و طغيان هزاره جرمان و اوغان و تحصن در قلعهء منوجان شايع گشت شاه شجاع دفع شر آنجماعت را اهم مهمات دانسته لواء نهضت برافراخت و با سپاهى يكدل منازل و مراحل قطع كرده ظاهر آنقلعه